مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1250

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1658 ] فصل [ پانزدهم ] : فى القروح « 1 » بايد دانست كه قرحه ، جراحت متقيّح را گويند . و جراحت ، تفرق اتصال گوشت است ؛ خواه سبب تفرق [ از ] واردات خارجيه بود چون زخم شمشير و جز آن ؛ خواه حوادثات بدنيه چون انفجار خراج و تفتيح بثور . و اقسام قروح ، بسيار است و هريك به نوعى گفته آيد . [ 1659 ] نوع اوّل : در قرحهء بسطيه او آن است كه خالى باشد از عوارضى كه مانع اندمال بود . و اگر رطوبت اندك بوده [ و ] قرحه خورده بود ، بايد كه به شراب و سركه و ماء العسل آن را بشويند جهت جلا و تجفيف و بعده [ يعنى پس از آن ] پنبهء كهنه در آن پر سازند و بالاى آن قدرى پنبهء كهنه به روغن گل يا كنجد آلوده بگذارند تا به سبب دهنيت ، دهان جراحت بسته نشود تا كه از اندر [ يعنى درون ] فراهم نيايد [ يعنى بسته نشود ] . و هر روز قدرى از آن پنبهء تر كرده [ را ] كمتر نمايند تا زود فراهم آيد . و در اين‌چنين قرحهء خفيف ، ادويه قوى التجفيف به كار نبرند كه خوف افناى رطوبت اصلى است و ايضا منع اندمال مىنمايد . و اگر قرحهء بزرگ پر چرك بود و در ابدان نرم باشد ، از مرداسنگ و زردچوبه كه هر دو را به سركه و زيت ترتيب كرده باشند مرهم سازند و استعمال فرمايند و هيچ‌يكى يكى از اينها تنها به كار نبرند كه ضرر دارد . آنجا كه اين قرحه به ابدان صلب بود ، زياده كنند درين دوا آنچه قوى التجفيف باشد چون مازو و گلنار و شب و اقليميا و برگ سوسن و زنگار به غايت اندك بايد آميخت . و مراد از ابدان صلبه ، هركسى است كه كثير التعب بود چون زرگر و آهن‌گر و امثال آن . و اگر قرحه غاير بود ، در تجفيف مبالغه كنند تا رطوبتى كه در غور او جمع است خشك

--> ( 1 ) . قاموس القانون : Ulcer ; sore .